!!! وحشت  

درخواست حذف این مطلب
« چگونگی خواندن !!! وحشت » « مستحب است در شب اوّل دفن ، دو رکعت !!! وحشت براى میّت بخوانند ، به این صورت : در رکعت اول ، بعد از حمد یک مرتبه (آیت الکرسى) و در رکعت دوّم ، بعد از حمد ده مرتبه سورهٴ قدر : (إنّا أنزلنا) و بعد از سلام !!! بگويند : (اللّهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها إلىٰ قَبْرِ فُلانٍ) و به جاى کلمهٴ (فلان) اسم میّت را بگويند » « میتوان !!! وحشت را ، در هر موقع از شب اوّل دفن خواند ، ولى بهتر است در اوّل شب ، بعد

ادامه مطلب  

برنامه ریزی کنکور 96 و مشاوره قبولی در رشته مدیریت بازرگانی  

درخواست حذف این مطلب
برنامه ریزی کنکور 96 و مشاوره قبولی در رشته مدیریت بازرگانی. برنامه ریزی کنکور از جمله مباحثی می باشد که همیشه بحث درباره آن ها زیاد است. برنامه ریزی کنکور 96 نیز از این قاعده مستثنا نمی باشد و داوطلبان سوالات زیادی درباره نحوه برنامه ریزی برای کنکور دارند. برنامه ریزی کنکور تجربی در بین گروه ها معمولا بیشترین خواهان را دارد و در کنکور سال 96 برنامه ریزی کنکور تجربی 96 از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است. بهترین منابع کنکور سراسری 96 را می توانی

ادامه مطلب  

• دروغ در روابط اجتماعی  

درخواست حذف این مطلب
وقتی به کتیبه های به جا مانده از دوران اقتدار ایرانی توجه می شود،این دعای داریوش بزرگ جلب توجه می کند: «خدا این کشور را از دشمن،از خش !!! الی و از دروغ نگاه دارد...». نمود این موضوع را سولینکوف در "مسافرت خود به ایران " چنین بیان کرده است: " دروغ به طوری در عادت و رسوم این طبقه از مردم ایران ریشه دوانیده است که اگر احیاناً یکنفر از آنها رفتاری بدرستی بنماید رسماً از شما جایزه و پاداش می خواهد."( ١٣٨١،ص١٢٧). عده ای دیگر از خارجیان عقیده براین دارند که

ادامه مطلب  

• احساساتی بودن و گرایش کم به عقلانیت  

درخواست حذف این مطلب
ایرانیان مردمی هستند که در اکثر موارد،احساسات و هیجانات در روابط شخصی و فامیلی آنها نقشی تعیین کننده ایفا می کند واز قوهْ تفکر و تعقل خود در روابط اجتماعی کمتر بهره می برند.شاید به همین دلیل باشد که هر پدیده ای را اعم از جریان ،شخص،حزب،کالا،دوست،همکار،کلاً به صورت سفید و سیاه ،خوب مطلق یا بد مطلق،دیو یا فرشته ارزی !!! می کنند.کمتر اتفاق می افتد که آرام و متین درباره ی یکنفر بگويند فلاني این صفت و آن روحیه و آن رفتارش چنین است و در مقابل آن یکی

ادامه مطلب  

بهترین شا ار  

درخواست حذف این مطلب
به ابوسعید ابوالخیر، گفتند :فلاني قادر است پرواز کند،گفت: این که مهم نیست،  مگس هم می پرد. گفتند: فلاني را چه میگویی..؟؟روی آب راه میرود..!!گفت:  اهمیتی  ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار را می کند.گفتتند: پس از نظر تو شا ار  چیست..؟؟ گفت: این که در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به !!! ی زَخم  زبان  نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی ٬دلی نشکنی٬ از اعتماد !!! ی سوء استفاده  نکنی و !!! ی را از خود ناراحت نکنی.این شا ار است

ادامه مطلب  

بازنشر یک پست مناسبت دار  

درخواست حذف این مطلب
در اولین نگاه شاید اصلا به نظر نرسد. شاید نه؛ حتما. شاید را به فراخورِ موضوع حذف می کنیم. در اولین نگاه اصلا به نظر نمی رسد.  بعد تر، حتی در یک آشنایی سطحی هم به نظر نمی رسد. آشنایی سطحی یعنی هفت هشت سال با !!! ی فقط حرف معمولی زدن. هیچ کدام از این آشنا هایِ سطحی هم نمی فهمند.  وقتی به !!! ی که می شناسدت می گویی، برای چند دقیقه خیره می شود در چشم هات و بعد باورش نمی شود. آنقدر که تو می توانی چند لحظه بعد بخواهی آن راز فاش شده را جمع کنی و آب رفته را به جو

ادامه مطلب  

دستانتان را جدی بگیرید!  

درخواست حذف این مطلب
همیشه امده بودم که از دست ها و ارتباط عجیب شان با چشم ها و قلب ها بنویسم. اما یکجور ِ خاصی همیشه نتوانسته ام تمام حس درونی وقلبی ام را کلمه و واژه کنم، تایپ کنم روی کیبرد بریزم و دکمه ی ذخیره و انتشار را بزنم تا بماند در امن ترین نقطه ی جهانم،وبلاگ! اما اینبار امده ام که بنویسم با خودم صحبت کرده ام که " میدانم که نمی شود تمام حس ات را واژه کنی اما بنویس تا بماند در امن ترین جای دنیا،"وبلاگ"ـت " ... امده ام بگویم از داستانِ دستها.. از همین پنج انگشتِ ک

ادامه مطلب  

من از من نبود  

درخواست حذف این مطلب
- گاهی پویا را تماشا می !!! و با خودم می گفتم لابد !!! ی جایی عاشقش بوده-یا هست-مثلاً همان دختری که رفته بود خواستگاریش و بعد ترش بابت یادم نیست کدام بهانه منصرف شد یا یکی از دانشجوهای دخترش یا یکی از کارمندهایش یا یکی از های قبلیش یا، چه می دانم. یک نفر لابد دلش برای آن شکلی که می گفت طوری نیست تنگ می شده یا برای چشم های !!! و موهای روشن و ش و انتخاب هایش توی ترک های موسیقی.یک نفر لابد برای دوباره بوییدن عطرش دلتنگ میشده یا دلش میخواسته جای من پیامک ه

ادامه مطلب  

بگذار  

درخواست حذف این مطلب
!!! ن طبقه وسط بنویسم یا ننویسم مساله این است آبجیام میگفتن من یه خورده شبیه شهاب حسینیم میگفتم بهشون که اگه خودش اینو بشنوه خودشو حلق آویز میکنه. اون استار سینما من با این قیافه هچل هفت  الان که !!! شو دیدم فکر !!! که چقدر فکری بهش شباهت دارم چقدر !!! ش رو میفهمم ولی اون خیلی خوش شانس بوده که 18 19 سالگیش یه همسایه طبقه بالای خوب داشته البته خوشبحال و بدبحال بودن دیگران معنی نداره اونا همون منن که ای کاش من جای اونا بودم و الان جای من هستن دیگه هستن ای

ادامه مطلب  

این نرسیدن ها و نداشتن ها...+ آهنگ وبلاگ  

درخواست حذف این مطلب
شکمم را صابون زده بودم برای شنبه ی این هفته پیش خود باز گفته بودم که اینبار حتما که میایی بانو جان امدنت به درازا کشیده است بیقراریم را ببین هفته های بی تو مرا عجیب گوشه گیر کرده است شاید تو هم مانند من دلگیری از نرسیدن ها آه که ای بانوی زیبایی های بی مانند گاه در خیالم با گیسوان پر مهرت چه پیله هایی که برای خود نمیسازم چه قبله هایی که به سمت چشمان تو نگرفته ام بانو بانو بانو شاید تو هم به مانند من دلگیری ؛ این نرسیدن ها این نداشتن ها... اینها همه

ادامه مطلب  

زندگی همین امروز است ...  

درخواست حذف این مطلب
داشتم به میهمانم میگفتم : اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم ؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم ؛ او تعارف کرد و گفت : راحت است ؛ من اما گرمم شد و برش داشتم ؛ بعد یک دفعه حس !!! چقدر راحت تر است !!! سه سالی می شد خ شان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده ؛ اگر چه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام . بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم ؛ روکش روی موبای

ادامه مطلب  

الگوی زیبایی برای زندگی دیگران باش ...  

درخواست حذف این مطلب
سعی کن !!! ی که تو را می ببیند ، آرزو کند مثل تو باشد . از ایمان سخن نگو ،‌ بگذار از نوری که در چهره داری ، آن را احساس کند. از عقیده برایش نگو ، بگذار با پایبندی تو ، آن را بپذیرد . از عبادت برایش نگو ، بگذار آن را جلوی چشمش ببیند. از اخلاق برایش نگو ، بگذار آن را از طریق مشاهده تو بپذیرد. از تعهد برایش نگو ، بگذار با دیدن تو ، از حقیقت آن لذت ببرد. بگذار مردم با اعمال تو ،خوب بودن را بشناسند...

ادامه مطلب  

ایگوی بر خوردن!!!  

درخواست حذف این مطلب
ایگوی بر خوردن!!!   برخی اوقات ما به راحتی از یک حرف یا حرکتی که دیگران انجام می دهند، ناراحت و خشمگین می شویم. کار آن ها به ما بر می خورد. غرورمان تحت تاثیر قرار می گیرد. ما انتظار داریم با ما به گونه ای دیگر رفتار کنند و حرف بزنند، اما آنچه در واقعیت اتفاق می افتد، چیز دیگری است و ما وقتی می بینیم کاری یا حرکتی یا گفتاری بر خلاف تصور و آرزوهای ماست ،برافروخته می شویم.  ممکن است در تا !!! ی نشسته باشیم و حرف راننده تا !!! ی در یک لحظه به ما بر خورده با

ادامه مطلب  

.......هیچ !!! .....  

درخواست حذف این مطلب
          اگر ایمیلهای گروه ما را در  spam دریافت می کنید لطفا جهت حل این مشکل , پس ازباز !!! ایمیل , برروی دکمه not spam کلیک کنید     هیچ !!! از آینده خبر ندارد ، مردی که امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید شاید یک ماه بعد به نام کوچکش او را صدا بزنی ، شاید دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری ، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از روبه‌رو به سمتت بیاید و تو سرت توی کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی ، شاید او برگردد تو هم برگردی یک ثانیه به ه

ادامه مطلب  

اداب عزاداری در محرم  

درخواست حذف این مطلب
- مدیریت در مراسم عزاداری مسائل عزاداری هم مدیریت می‌خواهد. یک مرتبه همه می‌خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر !!! حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می‌کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ نه پدران ما ساعت یازده بیرون می‌رفتند. آقا پدران شما اشتباه می‌ !!! د. بی‌وقت در خیابان طبل می‌زدند مردم اذیت می‌شدند.  !!! صادق به یک نفر گفت: چرا خانه‌ات اینطور است؟ خانه‌ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی‌ات خوب است، یک خانه‌ی بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پد

ادامه مطلب  

" اقسام نشانه‌های ظهور !!! زمان(عج) " :  

درخواست حذف این مطلب
عبدالله بن سنان روایت کرده است که !!! جعفر صادق  علیه‌السلام فرمود:  مرگ و کشتار، مردم را فرا می‌‌گیرد تا اینکه مردم در  آن وقت به حرم الهی  پناه می‌‌برند. در آن هنگام خبر دهنده راستگویی به  دلیل شدت کشتار، ندا  می‌دهد: برای چه قتل و کشتار؟! !!! تان فلاني است. یکی از مسائل مهم مهدویت، علائم و نشانه‌های ظهور حضرت مهدی (عج) است. به   همین مناسبت گفتگوی مشروحی با حجت‌‌ال !!! سید حسن زمانی !!! مرکز تخصصی  مهدویت حوزه علمیه قم و پ

ادامه مطلب  

مهم نیست دیگه  

درخواست حذف این مطلب
میگه فلاني رو یادت میاد؟میگن جدیدا خیلی افسرده شده و هیچی حالشو خوب نمیکنه.هیچی نمیگم.اون یکی میگه فلاني همکلاسیمون طلاق گرفته خبر داشتید؟هیچی نمیگم ولی خبر داشتم یعنی اولین نفر به من گفت.سومین نفر میگه:برادر فلاني معتاد شدههیچی نمیگم.تعجب میکنن.خاتون پرحرف، کم حرف شده .انتظار دارن چیزی بگم بالا !!! ه بعد مدتها نگاه به من و سکوت مرموز میگم خب به من چه؟؟؟من گفتم بره معتاد شه؟؟؟من گفتم بی فکر کاری رو انجام بده و افسرده بشه؟؟؟من گفتم طلاق بگیره

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
یه شعری داره شاعر مورد علاقه ی روزگار ِ نوجوونی و شعرخونیم_فاضل نظری_ که میگه : تنها گناه ما طمع ِ بخشش تو بود / ما را کرامت تو گن ار کرده است یه حالی دارم که زیاد این شعرو زیرلب !!! می کنم ، انگار که یکی زده سر شونه م و توی گوشم گفته «حواست هست؟» بعد تا سربرگردوندم که بگم «نه» رفته ... با خودم میگم کاشکی اینقدر فکری نبودم که اینهمه آشوب نشم . خودش گفته -لایکلف الله نفس الا وسعها - ولی واقعا دردی رو دوا میکنه ندونستن و نفهمیدن؟ نمیخوام بگم خیلی می فهمم

ادامه مطلب  

طعم شیرین موز کوهی...یا چشم هایش یا...همان همیشگی  

درخواست حذف این مطلب
مجری اسم خانوم روانکاو را صدا زد[تشویق حضار]خانوم روانکاو با همان لبخند سرد همیشگی از جا بلند شد...[صدای تلق تلق پاشنه ی کفش های خانوم روانکاو]از پشت چشم هایی که به گفته ی بعضی ها گوساله ای بود و به گفته ی بعضی دیگر آهویی حضار را نگاه کرد...حتی پسرکی پیدا شده بود که ادعا میکرد چشم های خانوم روانکاو شبیه چشم های حیوانی بود به اسم دیک دیک.این گونه جفت‌سم است و در شرق و جنوب آفریقا زندگی می‌کنند.نفس عمیقی کشید شروع کرد...ارجاع به فلاني و ف

ادامه مطلب  

2.1.4  

درخواست حذف این مطلب
صفحه دوست داشتنی من..:)))چن وقتی بود نبودم،دلم تنگش شده بود:)سه هفته بود حضور مبارکم در ارومیه بود ،دور از ولایت،امروز برگشتم،تااااا شنبه هفته بعد:)*گروه ا !!! ترنیمون تا به این لحظه شده دوازده نفر!زیاد شدیم.گروهمون خوبه ها فقط دو تا مشکل دارم یکی اون !!! هان که قراره بیان یکی هم اینکه فلاني تو گروهمون نیس:(**خیلی دوس داشتم تو سووارم فلاني رو دنبال کنم،از طرفی هم نمیخواستم درخواست از طرف من باشه،چیکار !!! ؟اومدم همه دخترایی رو که دنبال میکرد رو بهشو

ادامه مطلب  

25 نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه ن  

درخواست حذف این مطلب
همه ی ما می دانیم اولین جامعه ای که پا در آن می گذاریم خانواده نام دارد و همین خانواده ها هستند که دنیا را به این روز درآورده اند! کودکی که تازه متولد شده مثل یک cd خام است! این کودک همان چیزی می شود که شما ذهن و ناخودآگاهش را با آن پر می کنید. شاید باور نکنید اما برای یک نوزاد، عروسک صورتی رنگ با تفنگ اسباب بازی مشکی رنگ هیچ تفاوتی ندارد چون هنوز با "دخترونه، پسرونه" آشنایی ندارد و سمت چیزی می رود که در نگاه اول برایش جذاب تر است. همه چیز از زمانی ش

ادامه مطلب  

نه من ز بی‌عملی در جهان ملولم و بس ...  

درخواست حذف این مطلب
هو الحکیم     یک:  دو هفته‌ی نخست مهرماه همراه بود با چند پیشنهاد ... باز هم کنکوری ... باز هم اعصاب‌ !!! دکن! مثلاً یک موسسه‌ای همایش برگزار می‌کنه توی !!! شریف! برای معرّفی رشته‌های مختلف و تجربیات آدم‌های موفّق! ( البته اگه اوضاع فعلی‌مون رو ببینن دیگه بهمون انگ موفقیت نمی‌زنن! :دی) ... و این بین هم تبلیغ موسسه رو می‌کنن! ... رقم خوبی هم پیشنهاد می‌ !!! ! ... و وقتی رد !!! ، دوستم میگه: پس چرا پارسال چند بار رفتی واسه این کارا؟! ... - اون مدرسه‌ی خودمون ب

ادامه مطلب  

متن آهنگ عاشق کشان  

درخواست حذف این مطلب
                            بنام آنکه هستی شیدای اوست متن آهنگ عاشق کشان، شعر و ملودی و آهنگ و اجرا از آبتین روحبخش و تنظیم و می !!! و مسترش از شاهین یوسفی عاشق کشان فراوان آباد روی آنان دلدادگان مهجور فریادها ز هجران سیلاب اشک عشاق دریای غربت و آه تک تکشان رهسپار بسوی پایان راه سنگین شده برایم این جسم و این تن من بگذار !!! گردد کهنه لباس بر تن این !!! را دریده از تاریکی رهیده از خود رمیده سوی آغوش تو پریده این درد ی من بگذار چاره گردد بگذار در پناهت با

ادامه مطلب  

این صبح های !!! .  

درخواست حذف این مطلب
آهنگ لری از رادیو آوا پخش میشهمن بساطمو پخش !!! تو اتاق برادرمو با یه فنجون قهوه ترک نشستم پای طراحی یه سیب. مامان با یه ظرف میوه میاد تو اتاق, تنهاییم, پدر و برادرم سرِکارند, ناراحتم که باید روز !!! برند سرکار ولی به قول مامان جونشون سلامت, شکر که منبع درآمدی دارند. مامان میگه موهام خیلی بلند شده اذیتم میکنه, بلند میشم برس میارم موهای بلند و پ !!! شتش رو شونه میکنمو میبافم,برس رو که آروم روی موهاش میکشم فکر میکنم قطعا پدرم حق داشته که هیچوقت به مادر

ادامه مطلب  

نگاهی به شهید مدرس از منظر نوه‏اش  

درخواست حذف این مطلب
سلام به دنبال تهیه مطلبی در باره آیت الله مدرس به مناسبت فرا رسیدن دهم آذر سالروز شهادت این بزرگوار بودم. در جستجویی ساده در گوگل، مصاحبه !!! علی مدرسی نوه دختری شهید مدرس در نشریه شاهد یاران سال 1386 شماره 25 صفحه 8 نظرم را به خود جلب کرد. وی، از شاخص‌ترین محققان در باب زندگی و زمانه نیای ارجمند خویش است. او پس از این همه تحقیق، هنوز بر این باور است که جنبه‌هایی از منش آن بزرگ مغفول و ناشناخته مانده است. با هم فرازهایی از این مصاحبه را بازخوانی می

ادامه مطلب  

خودت  

درخواست حذف این مطلب
بعضی وقتا وقتی هی دو دو تا چارتا میکنم، آ !!! ش به این میرسم که تو دنیا هیچ !!! و غیر خودم ندارم... البته کار شاقی ن !!! . این یه چیز بدیهیه به هر حال. هیچ !!! غیر از خودش هیچ !!! و نداره. اما مهم اینه که آدم از اعماق وجودش به این نتیجه برسه... وقتی تونستی تنهایی رو قبول کنی، وقتی تونستی باهاش کنار بیای، وقتی تونستی از توی تنهاییت با خودت کنار بیای، اون موقه‌س که دیگه مجبور نیستی هیچ !!! و راضی نگه داری... دیگه حرف دیگران واست مهم نیست... و دیگه وقتی از دیگران ب

ادامه مطلب  

یادداشتهای روزانه یک !!! دوره رضاشاه از تهران قدیم5  

درخواست حذف این مطلب
!!! ، 30 !!! داد 1309: صبح برخاسته، بعد از ورزش شیرچای خورده، رفتم منزل یاسایی. آمد بیرون. بعد از تعارف، شرح قضایای خودم در انتخابات پارلمانی دوره گذشته، که !!! دربار اطمینان داد و به‌وسیله !!! اسعد !!! جنگ قول شرف داد [و] حقیقت نداشت و دروغ بود، نقل کرده، تقاضا !!! !!! دربار را ملاقات و راجع به من مذاکره کند که اگر نظری دارند اقدام نکنم. یادداشت در کتابچه بغلی خودش کرد. بعد در انتخابات قدری صحبت !!! . گفت: دربار و شاه‌نظر دارد وکلا نسبت به شاه صمیمی و موافق با

ادامه مطلب  

یادداشتهای روزانه یک !!! دوره رضاشاه از تهران قدیم4  

درخواست حذف این مطلب
!!! ، 5 اردیبهشت 1309: صبح از خواب برخاستم بعد از ورزش، صورت اصلاح، زیر شب آب انبار مشغول شست‌وشو بودم. محقق‌ال !!! ه و میرزا احمدخان امور آمدند دم در، که صنیع‌السلطان فرستاده برویم حضرت عبدالعظیم چشمه‌علی. فوراً لباس پوشیده، شیرچای صرف کرده، رفتم. به اتفاق آن‌ها درشکه سوار شده تا ... پیاده شده. سلطان‌ نقی‌خان ـ یک نفر مشهدی که من به سمت دهباشی‌گری داخل خدمت نظمیه !!! ـ [را دیدم]. جویای حال او شدم. گفت: [به] طهران منتقل شدم. سه، چهار روز است آمدم. در

ادامه مطلب  

آقای گل محمدی !  

درخواست حذف این مطلب
سلام...  روز بخیر.... بالا !!! ه تونستم ویزای کذایی رو از اون خدا نشناس ها دریافت کنم ! هرچند فکر میکنم اونا خیلی بهتر و شدید تر از ما به آموزه های اخلاقی و  تعالیم انسانی پایبند هستن.... احتمالا آ !!! ماه یه سفر دو هفته ای برم... و اگر همه چی اوکی باشه.. دوباره برگردم و کارامو م و ایندفعه برای مدت طولانی تری برم... اینا رو گفتم تا این ماجرا رو براتون تعریف م...  یه !!! ی داشتم که انسان بسیآر شریف و کار راه بندازی هستن... به بنده ی حقیر هم لطف دارن و اینجانب و سا

ادامه مطلب  

که در شیشه بمانَد اربعینی  

درخواست حذف این مطلب
اکنون که آبها از آسیاب افتاده هر !!! که در این پیکار شرکت داشته خواه ناخواه به فکر سبک سنگین !!! اوضاع افتاده است.همیشه در چنین وضعیتی بار غم !!! انی که بر آنها ستمی روا داشته شده است کمتر میشود و بالع !!! آنها که بر مظلومین ستم روا داشته اند لحظه به لحظه به ابعاد آنچه که از آنها سر زده بیشتر پی میبرند. حالا بعد از گذشت چهل روز دشت غمبار کربلا آرام گرفته و دیگر نه از چکاچاک شمشیرها خبری ست و نه از صدای گریه کودکان،عربده های مستانه نیز به گوش نمی رسد.فر

ادامه مطلب